السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
311
تفسير الميزان ( فارسي )
بر عكس خواندن اسماء به طورى كه از اسم به مسمى تجاوز نكند ، محال و غير معقول است . از اين بيان به خوبى روشن مىگردد كه اسماء و يا مظاهر اسماء از جن و ملك را فرزندان خدا دانستن خطاء است ، زيرا جن و ملك را فرزند و يا پسر اطلاق كردن چه اطلاق به نحو حقيقت باشد و چه به نحو مجاز و به عنوان احترام و تشريف ، محتاج نوعى سنخيت و اشتراك ميان پسر و پدر است ، يعنى اين دو بايد در اصل و حقيقت ذات و يا حد اقل در كمالى از كمالات ذات با هم نوعى اشتراك داشته باشند ، و ساحت كبريايى خداى تعالى منزه است از اينكه چيزى غير او ، شريك در ذات و يا كمالش باشد ، زيرا هر چه او خودش دارد و هر چه كه غير خودش دارد همه از آن او است ، و غير او چيزى از خود ندارد ، پس چگونه شريك او مىشود ؟ . و نيز روشن مىگردد كه نسبت تصرف در وجود را به جن و ملك دادن هر قسم تصرف باشد باطل است ، زيرا اين ملائكه و همچنين اسمايى كه ملائكه مظاهر آنند خودشان از خود ، مالك چيزى نيستند ، و در قبال خداى تعالى در هيچ چيز استقلال ندارند بلكه همانطور كه خداى سبحان فرموده : « بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ لا يَسْبِقُونَه بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِأَمْرِه يَعْمَلُونَ » « 1 » و در آنچه انجام مىدهند خداى را اطاعت مىكنند و جن نيز در اعمال خود اينچنين است . و كوتاه سخن اينكه هيچ سببى از اسباب مؤثر در عالم نيست مگر اينكه خدا قدرت و سببيت را به آن داده باشد . پس مالك حقيقى هر چه كه اسباب مالكند ، خداست ، و قادر هر قدرتى كه آنها از خود نشان دهند خداست نه خود آنان . و اين حقيقتى است كه آيه بعدى هم كه مىفرمايد : * ( « وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّه الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ يَكُنْ لَه شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُنْ لَه وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ » ) * آن را افاده مىكند ، و ما ان شاء اللَّه به زودى اين افاده را تكرار مىكنيم . ناگفته نماند كه آيه شريفه مورد بحث ، دلالت مىكند بر اينكه اسم جلاله « اللَّه » جزو اسامى حسناى خدا است كه در اصل « الاله » بوده . وصفى بوده كه معناى معبوديت را مىرسانده ، و فعلا در اثر كثرت استعمال صورت اسميت و علميت به خود گرفته ، به شهادت اينكه مىبينيم كه صحيح است آن را به اوصافى وصف كنيم ، مثلا بگوييم اللَّه ، رحمان و رحيم است ، ولى صحيح نيست بگوييم رحمان ، اللَّه و رحيم است هم چنان كه در خود قرآن
--> ( 1 ) عبادى مكرمند كه در هيچ حرفى از او پيشدستى ننموده به اوامرش عمل مىكنند . سوره انبياء ، آيات ، 26 و 27 .